تبليغاتX
وب‌نوشته‌های ابراهیم جعفری

وب‌نوشته‌های ابراهیم جعفری

سلام

در گیر و دار بودنم!

دعایم کنید اگر خیری دیدید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 14:28  توسط ابراهیم جعفری  | 

یا رب نظر تو برنــــــــــگردد                    برگشتن روزگار سهل است

امروز دوازده اردیبهشت است و انگار دعای سر سال حقیر هم مورد استجابت قرار گرفته و در این چند هفته بعد از سال نو، حسابی خداوند ما را از خشکسالی که همگان گمانش را داشتند حفظ فرموده است.

امروز دوازده اردیبهشت است و اتمسفر روزگار این اطراف بهشتی شده!

و البته امروز دوازده اردیبهشت است و روز معلم که بعد از کلماتی همچون مادر زیباترین مفاهیم را میتوان در آن جستجو کرد.

خدایش بیامرزاد علامه مرتضی مطهری را که آنقدر نوشته که سست همتانی چون من، حتی از عهده خواندنش بر نمی آیند، چه برسد به آموختن و فهم و تحلیل و موشکافی افکار نهفته در آن و درک زحماتی که این مهم لازم دارد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:13  توسط ابراهیم جعفری  | 

خدایا در سال نو ما را از کینه، از دروغ، از دشمن و از خشکسالی حفظ فرما!

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 1:18  توسط ابراهیم جعفری  | 

این چه حرفی است که در عالم بالاست بهشت            هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیــــــــــرگی بخــــــــت درون تو بود                       گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت!

دیروز انتخابات دوره دوازدهم مجمع فرهنگی دانشجویان افغانستان برگزار شد و من یادم می آید از اولین انتخاباتی که در آن شرکت کردم سال ۱۳۷۹ همزمان با ورود به دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی و آنوقت چه شکوهی داشت مجمع در نظرم.

باز نیز یادم می آید سال ۱۳۸۳ که در انتخابات دوره هشتم شرکت کرده بودم. انتخاباتی که می توانست برای حفظ حیات مجمع تیر آخری در ترکش باشد چرا که شورای مدیریت دوره قبل از آن به علت اختلافات و چوب اندازی های گروهی از اعضا و شرکت نکردن آنها در جلسات عملا بعد از گذشت بیش از نیم سال از موعد برگزاری انتخابات، هنوز موفق به برگزاری انتخابات نشده بود و به لطف حضرت حق، شد.

و از آن موقع بود که تصمیم گرفتم که تا در این عرصه هستم نگذارم کار به اینجا بکشد.

خدا را شکر می کنم که این تصمیمم باعث شد که تجربیات فراوانی را کسب کنم، دوستان خوب زیادی  پیدا کنم، شناخت زیادی نسبت به خودم، جامعه و دانشجویان خودمان حاصل نمایم و یا به عبارت دیگر منِ اکنون شوم.

خدا را شکر می کنم که پس از چهار سال فعالیت و خدمت، دیگر وجودم در شورای مدیریت لزومی نداشته و این یعنی مجمع راه خود را ادامه خواهد داد و دیگر نگران توقف این جریان همراه با خیر نباید بود.

خدا را شکر می کنم که توانستم در مقابل توطئه های سودجویان ضرردیده از جانب خویش مقاومت کنم و خدا را شکر می کنم که هرچه بیشتر آنان در سیاه نمایی کوشیدند خود سیاه تر شدند و چهره پلیدشان هویداتر شد و خدا را شکر می کنم که ....

مجمع تنها جایی است که ارزش کار کردن به نام دانشجو را داشت و دارد و لاغیر.

خوشحالم.

و امروز در نظرم چه شکوهی دارد مقاومت در راه عقیده!

یک نکته را تا از یاد نبردم بگویم. کسانی که در رقابت کنکور بر رقیبان ایرانی خود پیروزی یافته اند را باید تشویق و تقدیر کرد نه اینکه خدای نکرده وقتی که کسی به عنوان یک نکته مثبت در کارنامه خود از آن نام ببرد حمل بر تحقیر و نادیده گرفتن توانمندیهای دیگران کرد و با بغض یا تمسخر به آن نگریست. به هر حال همچنان باید واقع بینانه نگاه کرد و ارزش زحمت و قدر توانایی آن دوستان را هم در نظر داشت. تنها نکته ای که کمی ذهنم را به خود مشغول کرد و رنجش آورد همین بود و بس.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 18:7  توسط ابراهیم جعفری  | 

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر          من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 12:48  توسط ابراهیم جعفری  | 

بسمه تعالی

جلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته زمین شناسی مهندسی

عنوان: ارزیابی ویژگیهای مقاومتی سنگها با استفاده از دستگاه پانچ و مقایسه نتایج آن با روشهای آزمایش دیگر

زمان: یکشنبه ۱۰/۹/۸۷  ساعت ۱۳

مکان: اتاق ۳۴۰۱ طبقه چهارم دانشکده علوم پایه دانشگاه تربیت مدرس

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 13:58  توسط ابراهیم جعفری  | 

اوباما و ماباهم!

و بازی همچنان دوام دارد. هیجان بخشْ بخش دیگری از این بازی با یکی دیگر از تجربه های اولین برای جهانیان مبهوت رقم خورد و این بار بازی تاریخ به ظاهر با جریانی معکوس سعی در اصلاح دارد. یک سیاه پوست مسلمان زاده در فضایی کاملا فانتزی و غیرواقعی از دل چندین سال سیاه سوزی در مملکتی که شاید به همان نسبتی که ذغال سیاه باید سوخته می شد انسان سیاه را نیز محکوم به سوختن های جسمی و روحی و شخصیتی می کردند و هم اکنون اسلام را به عنوان اصلی ترین مشکل و دشمن صلح و آرامش جهان معرفی می کند، قدرت را در دست گرفت و با قاطعیت عجیبی بر کرسی ریاست خانه سفید (!) تکیه زد!

حال برخلاف بوش که شعارش این بود که (ما با او) هستیم وگرنه برعلیه او، (اوباما) بر مسندش تکیه خواهد زد اما اعلامش هر کدام که باشد چه اوباما یا مابااو فرقی نمی کند و در طول سالهای سال تجربه تماشای بازی باید به این نتیجه رسیده باشیم که در هر شرایطی راز موفقیت این است که ماباهم باشیم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 12:38  توسط ابراهیم جعفری  | 

نفس عميق!

البته هيچ ربطي به عنوان وبلاگ يكي از دوستان ندارد اين پست!

خيلي وقت بود نفس عميق نكشيده بودم گفتم حالا كه كشيدم براي دوستاني هم كه آن را فراموش كرده اند يادآوري كنم.

يكي مي گفت آنهايي كه در اين دنيا به جايي و جاهي رسيده اند، يك جمله را هميشه و در هر كاري مدنظر داشتند:

"?what's in it for me"

نظر شما چيست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 12:21  توسط ابراهیم جعفری  | 

جل الخالق!

چند وقتی بود که به دلیل اشتغال به امر خطیر انجام پایان نامه فرصت نداشتم چیزهایی را که میخواستم بنویسم به طور کامل بنویسم.

به خاطر همین فقط مجملی از حدیث مفصل می نگاشتم تا لااقل خودم یادم باشد که چه و چرا میخواستم بنویسم.

در این بین هم هر کسی از ظن خود می گشت یار من اما از درون من نجست اسرار من!

تشکر از دوستان خوبی که حتی کلمات بی معنی حقیر را مورد لطف خود قرار می دادند بر من فرض است و در همین جا به ادای این فریضه پرداخته و از صمیم قلب به ایشان ابراز می دارم خیلی مخلصم!

دلم می خواهد آنچه می خواهم بنویسم اما چه کنم که اتحاد دست و زبان و دل امری است بسیار سخت الوصول!

در این چند ماهه که پایان نامه جدیدم را مصمم بودم در کمترین زمان ممکن تمام کنم فرصت پرداختن به دوستان و یاران و همراهان کمتر میسر می شد که فقط باید به ایشان گفت شرمسار لطفشان و در فکر جبران محبتشانم.

یا حق!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 12:38  توسط ابراهیم جعفری  | 

یورولدوم!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 16:32  توسط ابراهیم جعفری  |